X
تبلیغات
رایتل
سرم بی وقت  چاپ
تاریخ : دوشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1385

 

سامو علیک

از اون جا که شیطونک خیلی وقت پیش قول داده بود ۱ هفته یک بار به روز بشه با اینکه

امکان نوشتن مطلب جدید خیلی کم بود اما شیطونک بدقولی نکرد !

کلی ذوق کردیم که قراره بریم خونه خاله و تا قبل از روزی که کلاس داریم اونجا تلپ باشیم زد و ما رفتیم خونه ی همسایه !

حالا خونه ی همسایه به جهنم ... شوهرش مریض بود ما هم که مراممون فردین ! خواستیم همدردی کنیم ازشون ویروسو با جونو دل پذیرفتیم .

از ساعت ۲ نیمه شب ما حالمون بد شد حالا هی تو نت به دوستامون میگیم حالمون  بده هیشکس دلش به حال ما نمیسوزه

یه دوست دارم اسمش یوناس ٫ بچه ende مرامه ٫ به اونم گفتم حالم بده اونم چیزی نگفت ولی خداییش ناراحت شد  !

ساعت ۴ نیمه شب بنده یکهو  ... بله !

اما حتی مامانم و بابام هم اهمیتی ندادن ! من داشتم میمردم اما کسی توجهی نمیکرد

خیالی نیست ما تلافی میکنیم ....

تا اینکه ساعت ۸ صبح رفتیم بیمارستان ! بله بنده مشتاقانه ویروس پذیرفته بودم .

دکتره گفت به نظر من سرم لازم نیست اما عزیزم اهل آمپول که هستی ‌؟ !

آقا منم که ۳ سالی میشد آمپول نزده بودم گفتم :‌اتفاقاً اصلاً اهلش نیستم !

دکتره هم با کمال خونسردی گفت : امتحانش ضرری نداره بعد خندید

حیف که ما قول دادیم با ضعیفه جماعت در نیفتیم ( آخه این که مرد بود )

بیخیال !

رفتیم آمپولرم زدیم و اومدیم خونه .... خوب بودم تا اونجایی که چایی خوردم !

وای دوباره

پا شدیم بریم واسه سرم !

دکتره شروع کرد تو چند سالته و چیکارا میکنیو ازین فوزولیایی که ما میگیم کنجکاوی !

وقتی گفتم دانشجو هستم کپ کرد داشت پس می افتاد . وقتی گفتم مترجمی زبان نزدیک بود خودش بره زیر سرم

اون کسی که میخواست سرم رو به ما متصل کنه یه آقای شمالی بود که من از لهجش خندم میگرفت ٫ اما خداییش آدم با مرامی بود !

میگفت اصلاً نترسیا ٫ مورچرو که میشناسی قد اون درد داره بعدش دیگه هیچی نمیفهمی !

انگار داشت با بچه ی ۲ ساله حرف میزد

سرم رو که زد مادرم تند تند به من ساندیس میداد جاتون خالی نباشه بازم

ای بابا چیکار کنیم دیگه مریض شدیم ٫ خونه ی خالی که نرفتیم هیچ ٫ امروز دوستم آذر که بیاد باهاش بیرونم نمیتونم  برم

البته ما سعیمون رو میکنیم ٫ نمیشه که اجازه بدیم به دوستمون بد بگذره !

بعد از سرم تا الان که ۲۴ ساعتی ازش میگذره بنده افسردگی شدید گرفتم از بس خوابیدم !

اموات خدابیامرزمونم که دست از سرمون برنمیداشتن هی میومدن جلو چشم ما !

اما خداییش از ته قلبم میخوام خدا هیچ کدوم از بنده هاشو مریض نکنه ! الهی آمین

                            وای سرم

این عکس رو انداختم تا هم باورتون بشه زیر سرم بودم هم یه ذره اون دلتون به حال من جوون ناکام بسوزه